pain will change us... - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 22:57
همـــه ی مــا نا امیــدی ، شکــست و از دســت دادن عزیزان را تجــربه خواهیــم کــرد . رنج بخــشی از زندگــیست . به راحــتی نا امید میــشوید و به این فکــر دچار خواهیــد شد که چـرا چنین شرایطی برای شـما بوجود آمده است . گاهی اوقات اتفاقاتی در زندگــی برای ما اتــفاق می افتد که هــیچ توضیــح منطقـی ند
That's it - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 22:57
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
29 آبان 95 - تاریخ: 1395/10/9 ساعت: 15:29
اولین گناه منی!
آقای میم! - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 21:15
لعنت ب تغییرات هورمونی ک باعث شد فک کنم برام اهمیت داری!!
آرووم آرووم... - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 21:14
اومدی تو زندگیم! میخواستی بهم کمک کنی! بهم گفتی دوستم داری! انقدر گفتی ک نتونستم نسبت ب تو و خوبیات بی تفاوت باشم! داشتم بی تفاوتیم رو از دست میدادم ک رفتم... از زندگیت رفتم کنار چون تو زندگی دوست منی! لعنتی...
گفتی باشم ولی وابسته نباشم! - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 14:46
آقای میم! تو لعنتی ترین کسی هستی ک نمیدونم حسم بهت چیه!
همینه یعنی؟! - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 2:27
شروع یه مرحله ی جدید زندگی بعد از ناکامی های پیاپی (!) تصمیم گرفتم واسه یه مدت از ایده آلم دور بشم و وارد رشته و دانشگاهی بشم ک اصلا ترجیحم نبوده و نیست! از اونجایی ک آدم با همممه چیز کنار میاد و مجبور ب پذیرشش میشه، من هم با سختی ها و تنهایی ها و دوری هاش کنار میام و ب زودی عادت میکنم به تحمل مشکلا...
خدایا... شکرت.... - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 22:51
وقتی افتادیم و دست و پای بابامو خونین و مالین دیدم.. وقتی شلوارشو پاره و پاهاشو لرزون دیدم.. وقتی از شوک نمیتونستم گریه کنم و بابا نمیتونست استارت بزنه.. فهمیدم ک هستی! هستی ک بلای بد تر و بزرگ تر از این سرمون نیومد هستی ک نیفتادیم تو دره ی کنارمون هستی ک هنوز هستیم.. + شکر + تو بیداری ولم نمیکنه او...
تهی ! - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:28
وقتی دلت میگه بنویس و دستت به نوشتن نمیره .. این میشه که این پست ادامه ای نداشته باشه ...
لعنت به تنهایی و تنهایی و تنهایی .. - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:28
هانیـــه ی من ! انــقدر دوســتت دارم که نمیتونم و نمیخوام کـسیو مثل تو دوست داشته باشم ! اینکــه هســتی اما تمامت مال ِ شخــصی به نام " همســــر" عه و من هیـچ سهمی جـز 3 ماه ی بار 10 دقیقه صحــبت مجازی ازت ندارم عذابم میده ! داغ نداشتــنت ، داغ نبودت تا آخــر عمــر رو دلمه ! به جای تو یه حــسرت ابــ...
مینیمال - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:28
A: عادت کردم به تنهاییم و دوسش دارم حتا .. مثل بیماری که به مرضش خو میکنه و باهاش رفیق میشه ! B: بدم میاد از خونمون ! هیچ حسی توش جریان نداره ! C: دل خوشی های کوچیکی داشتم .. حال هیچکدومشون خوب نیست .. D: بد اخلاق و عصبی نیستم مامان .. حالم خوب نیست .. دارم باور میکنم ک نیست و زورم نمیرسه خودِ واقعی...
نداشته هایی که هیچ وقت عادت نمیشه .. - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:28
چـقد به سکووت به آرامش به بودن یه دوست به گــریه کردن به غر زدن به جیغ و داد کردن به درک شدن به گرمی آغوش به یه جفت دست به آرووم شدن نیاز دارم .. + خلاصه میشم تو این مصرع : تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید ..
:بغض - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:28
استاد پرسید چی بنویسم برات ؟ گفتم بنویس : مدتــی هسـت که حـــــیرانم و تدبــیری نیســـت ..
میخوام اسمتو داد بزنم اما نمیتونم .. - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:28
آخر شهریور نتایج میاد و من مطمئنم قبول نمیشم .. اطمینان داشتن ب بدبختی، زجرآوره .. فکر اینکه 1 سال دیگه از عمرم رو مثه امسال بگذرونم انقد عذابم میده ک ترجیح میدم بمیرم ولی دوباره تجربه ش نکنم .. دارم خفه میشم از سکوت و صبر و بغض ..
همچنان صبوری.. - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:28
چند وقتیه رابطه م با مامانم دچار تنش شده ! یه جوری هستیم که نمیتونیم یه مکالمه ی بدون دعوا و بحث داشته باشیم ! حرف همو نمیفهمیم ! منم نمیتونم کوتاه بیام و هیچی نگم ! خیلی بده ک هدفت خوبی کردن باشه ولی بقیه ( خصوصن مادرت) این مهربونی رو با بدجنسی اشتباه بگیرن! فقط ب خاطر زبون سرخ (تند)! گاهی تحمل خون...
That's it - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:28
آوار روی آوار
فروشنده - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:28
رعنا رو به عماد میگه : اومد تو حموم دست کرد تو موهام فکر کردم تویی ! + من مُردم برای این صحنه و این حرف ..
پایان قصه - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:28
از هرآنچه که هست بیزاری ازهرآنچه که نیست دلگیری از زبان و زمان گریخته ای مثل دیوانه های زنجیری همه ی دلخوشیت یک چیز است اینکه پایان قصه میمیری... +واضح و مبرهن است ک هنوز تلاش ها نتیجه نداده اند. + دلم برات تنگ شده بالاسری :( + میترسم، بیا منو بغل کن :(

برچسب‌های مرتبط

خدایا شکرت | خدایا شکرت که هستی | خدایا شکرت برای سلامتی | خدایا شکرت که | خدایا شکرت شعر | خدایا شکرت به خاطر عشقم | خدایا شکرت بابت همه چیز | خدایا شکرت بخاطر | خدایا شکرت که سالمم | خدایا شکرت به خاطر همه چیز