
A: عادت کردم به تنهاییم و دوسش دارم حتا .. مثل بیماری که به مرضش خو میکنه و باهاش رفیق میشه ! B: بدم میاد از خونمون ! هیچ حسی توش جریان نداره ! C: دل خوشی های کوچیکی داشتم .. حال هیچکدومشون خوب نیست .. D: بد اخلاق و عصبی نیستم مامان .. حالم خوب نیست .. دارم باور میکنم ک نیست و زورم نمیرسه خودِ واقعیمو بیشتر از این پنهون کنم .. ببخش اگه از یه جا میزنه بیرون و ......
ادامه مطلب